عاشقانه دستهایش را گرفتم. گرمای عجیبی در سینه جانم را می سوزاند.عطر عجیبی پراکنده بود. حالتی داشتم وصف ناپذیر. گویی توآسمون بودم. به من لبخند می زد و در انتظار جوابش بود. گویی هوش از سرم پریده بود. نبضشوتو دستام حس می کردم. حتم داشتم اون هم همینطوریه. حس می کردم، آسمان،زمین، و همه چیز مال منه . آتیشی تو دلم به پا بود. آتشی بالاتر از زمان و جسم. تنها چیزی درونم را آزار می داد, شرم داشتم در چشماش نگاه کنم. لیاقتش را نداشتم. از بی ابرویی،گریه ام گرفت. من کجا و آسمان کجا؟ احساس کردم اون هم گریه می کنه. سرمو بلند کردم, بی اختیار دستمو روی صورتش گرفت و همون طور اشک می ریخت. درکش برایم مشکل بود. این من بودم که باید گریه می کردم کاش بودند ستاره ها، تابه من حسودی می کردند
و اما عشق سالهاست که ازت پرسیدم اما جوابم فقط سکوتت بود عشق اما ندارد عشق رازیست سر به مهر نامه باز نشدنی که دارای پیامیست بدون آنکه گفته شود یاد گرفتم کمتر بپرسم کمتر بدانم که چیست اما میدانم که عشق تنها مجرمی است که بدون آنکه مجازاتی برایش باشد هر روز هر ثانیه هر دقیقه قربانی تازه میگیرد و لبخند تنها همدردیش است و بس ___________________________________________________________________________________
عشق یعنی سوختن با ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر
به صحراي غريبي، بيكس و هم صحبت كوهم :صدا سر مي دهم در كوه !كجائيد اي جواني، شادماني، كامرانيها :جواب آمد به صد اندوه !كجائيد اي جواني، شادماني، كامرانيها
دو خط موازي زاييده شدند . پسركي در كلاس درس آنها را روي كاغذ كشيد . آن
وقت دو خط موازي چشمشان به هم افتاد و در همان يك نگاه قلبشان تپيد و مهر
يكديگر را در سينه جاي دادند . خط اولي نگاهي پر معنا به خط دومي كرد و
گفت : ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ... خط دومي از هيجان لرزيد .
خط اولي ..... و خانه اي داشته باشيم در يك صفحه دنج كاغذ .... من روزها
كار مي كنم . مي توانم خط كنار يك جاده ي متروك شوم ... يا خط كنار يك
نردبان . خط دومي گفت : من هم مي توانم خط كنار يك گلدان چهار گوش گل سرخ
شوم . يا خط كنار يك نيمكت خالي در يك پارك كوچك و خلوت ! چه شغل شاعرانه
اي ... !در همين لحظه معلم فرياد زد :
دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند
و بچه ها تكرار كردند ......
دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين .....
عشق با روح شقايق زيباست.عشق با حسرت عاشق زيباست.عشق با نبض دقايق زيباست...عشق با زهر حقايق زيباست.عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست... دوست آن نيست که هر لحظه کنارت باشد دوست آن است که هر لحظه به يادت باشه
ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 13 آبان ماه ، 1387 توسط admin